آهای مترسک میان گندم زار... چقدر ساده.. دل داده ای به مزرعه ات! شبها چه میکنی؟! تنها نیستی..؟! نمیترسی..؟! خوشه ها خواب رفته اند.. تو باز هم نمیخوابی؟! آهای مترسک.. گوش بگیر از منِ دیوانه! فردا..، رقص خوشه هاست در آغوش کلاغ های منافق..! دل نبند.. گندم ها علاقه ای به برداشت ندارند! دوست ندارند.. نان و نمک خانه ات شوند! رویایشان پرواز.. لای نوک سیاه رویان است..!! مترسک.. سحر نزدیک است! بغض بکن.. اشک بریز.. لیلا کردبچه...
ما را در سایت لیلا کردبچه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 29
ما را در سایت لیلا کردبچه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 83
به نسیمی همه راه به هم میریزد
کی دل سنگ تو را آه به هم میریزد
سنگ در برکه میاندازم و میپندارم
با همین سنگ زدن، ماه به هم میریزد
عشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ است
گاه میماند و نا گاه به هم میریزد
آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده است
دل به یک لحظه کوتاه به هم میریزد
آه یک روز همین آه تو را میگیرد
گاه یک کوه به یک کاه به هم میریزد
ما را در سایت لیلا کردبچه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 98
شاید این غصه مرا بعد تو دیوانه کند
که قرار است کسی موی تو را شانه کند
لیلا کردبچه...ما را در سایت لیلا کردبچه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 86
من می روم ،
و کلید این خانه ی دلگیر را
زیر هیچ گلدانی نخواهم گذاشت .
دلتنگ که شدی ،
آمدی ،
نبودم ،
نگرد !
باران ،
هرگز شبیه آنچه بود
به آسمان
بر نمی گردد...
ما را در سایت لیلا کردبچه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 83